|
مباحثی در ارتباط با اصول مدیریت، مدیریت استراتژیک، رفتار سازمانی و ...
|
|
|
|
||||
|
چندلر، آلفرد دوپونت (1918 ـ)
1ـ1) چكيده متولد 15 سپتامبر سال 1918 در امريكا. فارغ التحصيل از دانشگاه هاروارد در سال 1940. اشتغال در موسسه تكنولوژي ماساچوست به عنوان تاريخدان در سالهاي 63 ـ 1950. استاد تاريخ در دانشگاه جانز هاپكينز در سالهاي 71 ـ 1963. استاد تاريخ بازرگاني در دانشگاه هاروارد از 1971 به بعد. ارائه دهنده ايدههاي اصلي در زمينه ظهور سازمانهاي متنوع و چند بخشي جديد. 1ـ2) آثار اصلي استراتژي و ساختار دست مرئي مقياس و ميدان 1ـ3) خلاصه «آلفرد دوپونت چندلر»، بنيانگذار تاريخ بازرگاني جديد و تأثيرگذاري جدي بررشته مديريتاستراتژيك بود، او اولين كسي بود كه بصورتي نظام يافته، ظهور سازمانهاي جديد و بزرگ بازرگاني رامستند ساخت و از اين طريق درك ما را از اهميت اساسي مفاهيمي نظير «استراتژي»، «ساختار سازماني»و «قابليتهاي سازماني» شكل بخشيد. «چندلر» نويسنده عبارت مشهور «ساختار از استراتژي تبعيتميكند» و طرفدار جدي اين نظر است كه عوامل داخلي در موفقيت رقابتي بسيار مهمتر از عوامل خارجي سازمان هستند.پژوهشهاي جاري «چندلر» همچنان بر تفكر بازرگاني معاصر و اختلاف نظرهاي اساسي موجود تأثيرخواهد داشت. 1ـ4) زندگي نامه «آلفرد دوپونت چندلر»، در پايان جنگ جهاني اول در يك خانواده اشرافي در امريكا تولد يافت. اينزمينه خانوادگي در كارهاي بعدي وي تأثير مهمي داشت. پدربزرگ «چندلر»، «هنري وارنيوم پور»، نه تنهاپايهگذار «شركت استاندارد و پور» بلكه يك روزنامه نگار پيشرو در صنعت راهآهن معاصر امريكا بود.زندگي پدربزرگ «چندلر» در واقع موضوع رساله دكتري وي را فراهم ساخت و نقش راهآهن درشكلگيري دنياي بازرگاني جديد، موضوع مهمي در كل آثار بعدي وي بود. خانواده «چندلر» وابستگينزديكي با خانواده «دوپونت» داشتند چرا كه مادربزرگ وي پرورش يافته اين خانواده بود و نام مياني«دوپونت» نيز همين وابستگي را نشان ميدهد. شركت «دوپونت» و «جنرال موتورز» دو مورد از چهارمورد اصلي مطالعات «چندلر» را در اولين اثر بزرگش يعني «استراتژي و ساختار» تشكيل ميدهند. علاوهبر دسترسي آسان به مستندات و مدارك تاريخي، اين زمينه خانوادگي بر ديدگاه روشن وي نسبت بهمنشأ تاريخي سرمايه داري نوين آمريكا تأثير داشته است. «چندلر»، تاريخ را در دوره كارشناسي در هاروارد، جايي كه به همراه «جان اف كندي» عضو تيمقايقراني بود، خواند. پس از فراقت از تحصيل در سال 1940، در طول جنگ جهاني دوم به عنوان افسرنيروي دريايي خدمت كرد و پس از دوره كوتاهي كه به عنوان دانشجوي تحصيلات تكميلي در دانشگاه«نورث كارولينا» بود در سال 1946 به دانشگاه هاروارد بازگشت. در اين دانشگاه، يكي از شاگردانجامعه شناس بزرگ وقت يعني «تالكوت پارسونز» بشمار ميرفت و تأثيراتي كه به اين ترتيب از علمجامعه شناسي به ويژه علاقة «پارسونز» به بروكراسي پذيرفت، در كارهاي بعديش در زمينه سازمانهايبازرگاني قابل مشاهده است. در سال 1950، «چندلر» اولين كار خود را به عنوان متخصص تاريخ در موسسه تكنولوژي«ماساچوست» آغاز كرد و در نهايت در سال 1963 به عنوان استاد تاريخ در دانشگاه «جانز هاپكينز»دست يافت. در سال 1971، «چندلر» به عنوان استاد تاريخ بازرگاني در مدرسه بازرگاني هاروارد برگزيدهشد، جايي كه براي هميشه در آن باقي ماند. در هاروارد، «چندلر» دوره مشهور دو ساله كارشناسي ارشددر تاريخ بازرگاني را ايجاد كرد و علاوه بر اين، در دورههاي اجرايي با موفقيت به تدريس پرداخت.شايان ذكر است كه پستهاي وي در موسسه تكنولوژي ماساچوست و مدرسه بازرگاني هاروارد، جداياز رشته شغلي سنتي وي يعني يك تاريخدان موفق بود، چيزي كه از ابتداي اشتغال به كار به آن پرداختهبود. 1ـ5) استراتژي و ساختار (1962) هر چند كتاب «استراتژي و ساختار» اولين كار «چندلر» نبود اما اولين اثري بود كه وي را به شهرترساند. اين كتاب دربردارنده مفاهيم كليدي تفكر مديريت جديد و اولين پژوهش نظاميافته در مديريتاستراتژيك به شمار ميرود. كتاب «استراتژي و ساختار» در باره ساختار و استراتژي سازمانهاي بازرگاني بزرگ آمريكاست كه تكاملآنها را نيمه اول قرن بيستم و سياستهاي ضمني آنها را دنبال كرده است. اگر چه «چندلر» در اين كتاب،نمونه بزرگي از سازمانها را بطور اجمالي بررسي كرده است اما تمركز اصلي وي بر تاريخچه چهار شركت«دوپونت»، «جنرال موتورز»، «استاندارد اويل» و «سيرز رو بيوك» به عنوان پيشتازان و نمونه روند كليمشاهده شده در ساير سازمانها بوده است. وي در اين كتاب براي اولين بار تعريفي از استراتژي ارائه كردهو علاوه بر اين بين استراتژي و تاكتيك و همچنين بين تدوين و اجراي استراتژي تمايز قائل شده است.استراتژي اي كه او مخصوصاً با آن سر و كار داشت، استراتژي تنوع محصول بود كه در تمامي شركتهايبزرگ بازرگاني آن دوره آمريكا ديده ميشد. تغيير استراتژي از تك محصولي به تنوع محصولات، موضوع اصلي اين كتاب را تشكيل ميدهد. ايناستراتژي جديد موجب مسائل و مشكلات زيادي براي شركتهاي بازرگاني در نيمه اول قرن بيستم شدهبود. از نظر «چندلر» اين مشكلات به خاطر استراتژي تنوع محصول ايجاد نشده بودند بلكه ناشي ازساختار متمركز سنتي سازمانها بودند. چنانكه «چندلر» اشاره ميكند: «در صورتيكه ساختار از استراتژيتبعيت نكند، ناكارايي به بار خواهد آمد». در نهايت، ساختاري كه وي براي حل اين مشكلات و پاسخ بهاستراتژي تنوع محصول ارائه ميكند، «ساختار چند بخشي» است. 1ـ6) دست مرئي (1977) كتاب «دست مرئي»، بسياري از موضوعها و ايدههاي مطرح شده در كتاب «استراتژي و ساختار» راتوسعه داد. در حالي كه كتاب قبلي «چندلر» بر شركتهاي مشخص و مديران تنها تمركز داشت، اين كتابزمينه تئوريك بيشتري براي توضيح چگونگي سرمايهداري بزرگ مقياس و نظام يافته و طبقه مديريانحرفهاي كه آن را ميگردانند، ارائه داد. عنواناين كتاب، به مكانيزم جديد هماهنگي در اقتصاد قرن بيستم يعني دست مرئي مديران حرفهاي كهدر رقابت با دست نامرئي بازار، سازمانهاي خود را توسعه و گسترش ميدهند، اختصاص دارد. 1ـ7) مقياس و ميدان (1991) آخرين كتاب «چندلر» بحثهاي وي دربارة بازرگاني بينالملل را با مقايسه بزرگترين دويست شركتآمريكا، انگستان و آلمان بين جنگ جهاني اول تا دوران پس از جنگ جهاني دوم مطرح ميسازد. درنتيجه اين مقايسه، مديريت انگليسي نامناسبترين مديريت با نتايج زيانبار براي عملكرد اقتصاد ملي بودهاست. در اين كتاب نيز، «چندلر» تمركز اصلي خود را بر نقش فن آوري نوين قرار ميدهد اما اين بار به نقشآن در پيدايش صرفه در مقايس (به ويژه در صنايع سرمايه بر) و صرفه در ميدان (كه با استفاده ازتسهيلات توليد و شبكههاي توزيع واحد براي محصولات مختلف حاصل ميشود) ميپردازد. صرفه درمقياس و ميدان به سازمانهاي بزرگ و متنوعي كه در طول اين قرن پديد آمدهاند، مزاياي بزرگ و بالقوهايرا عطا ميكند. اما همان گونه كه «چندلر» قبلاً اشاره داشته است، استراتژي تنوع در محصول مشكلاتمتعددي را در زمينه هماهنگي سازمانها پديد ميآورد بنابراين وي بر منبع سومي براي مزيت سازمانهاتأكيد ميكند: صرفه حاصل از هزينههاي داد و ستد و مبادله كه از سلسله مراتب كاراي مديريتي به جايبازار يا ساير اشكال هماهنگي نشات ميگيرد. اهميت صرفههاي ناشي از مقياس، ميدان و مبادله باعثشد «چندلر» نتيجه بگيرد كه آمادگي براي سرمايهگذاري سه جانبه در توليد، بازاريابي و مديريت استكه بين موفقيت و شكست در اين گروه از شركتهاي بازرگاني بينالملل تفكيك ايجاد ميكند. تركيب بينتسهيلات فيزيكي و مهارتهاي انساني كه از اين روش سرمايهگذاري سه جانبه پديد ميآيد قابليتهايسازماني هر شركت را تعيين ميكند، قابليتهايي كه منشأ مزيتهاي كمتر قابل تقليدي هستند و پويايي لازمرا براي توسعه استراتژيك فراهم ميكنند. سازمانهايي كه سرمايهگذاري لازم را در ابتدا در توليد،بازاريابي و مديريت انجام دادهاند، مزيت اولين پيشرو را كسب كردهاند كه براي دنبالهروها بسيار مشكلخواهد بود به موقعيت آنان دست يابند(Whittington 1996). 2) انسوف، هري ايگور (1918 -) 2 ـ 1) چكيده متولد 12 دسامبر سال 1918 در روسيه. فارغ التحصيل از دانشگاه «براون» در ايسلند در مقطع دكترا. دارندة پستهاي رده عالي در شركت «راند» در كاليفرنيا(56 ـ 1948) و شركت هواپيمايي «لوك هيد» در سالهاي 63 ـ 1956. دريافت درجه استادي در دانشگاه «كارنگي ملون» در پنسيلوانيا (8 ـ1963) و در دانشگاه «واندربيلت» در تنسي (76 ـ 1968). استاد در مؤسسه اروپايي مطالعات پيشرفته مديريت (83 ـ 1976). سازمان دهندة يك شبكه اروپايي از پژوهشگران مديريت استراتژيك در سالهاي ياد شده. از سال 1983، استاد برجسته مديريت استراتژيك در دانشگاه بينالمللي ايالات متحده، كالفرنيا. 2 ـ 2) آثار اصلي استراتژي شركت مديريت استراتژيك اشاعه مديريت استراتژيك استراتژي جديد شركت 2 ـ 3) زندگي نامه «انسوف» نويسندهاي پركار و داراي آثار متعددي است كه تا سال 1965 بيش از 120 مقاله منتشركرده است. او در حال حاضر روي دو كتاب جديد به نامهاي بهينه سازي سودآوري در قرن بيست ويكم و تئوري مديريتي بين رشتهاي رفتار استراتژيك بوسيله سازمانهايي كه به محيط ارائه خدمتميكنند، كار مينمايد. «هري ايگور انسوف» در سال 1918 در روسيه به دنيا آمد و در 17 سالگي و در حالي كه از زبان انگليسيچيز زيادي نميدانست، به اتفاق پدر و مادرش به امريكا رفت اما اين موضوع نتوانست او را از كسب رتبهاول از همان دوران دبيرستان باز دارد. او مدارك كارشناسي و كارشناسي ارشد خود را با درجه ممتاز ازمؤسسه تكنولوژي «استيونس» در نيوجرسي و دكتراي خود را از دانشگاه «براون» دريافت داشت.سپس در سال 1948 به ادارة مديريت پروژة شركت «راند» در كاليفرنيا و در سال 1956 به شركتهواپيمايي «لاك هيد» پيوست. اولين كار او در «لاك هيد» تدوين برنامهاي براي توانا ساختن پيمانكارمعظم در ايجاد تنوع در فعاليتهاي بود. تنوع، در آن زمان ايدة جديدي به حساب ميآمد كه مفاهيم ياراهنمايي براي چگونگي انجام آن وجود نداشت. در نتيجه «انسوف» و همكارانش مفاهيم اساسي ومنطق تحليل استراتژيك را طراحي كردند. اولين كتاب وي يعني «استراتژي شركت»، نتيجه همين كار بودكه به سرعت به موفقيت و شهرت جهاني رسيد. در سال 1968، «انسوف» به جامعه دانشگاهي دانشگاه «كارنگي ملون» در پنسيلوانيا پيوست و درسال 1973 به دانشگاه «واندر بيلت» در ايالت تنسي امريكا عزيمت كرد و در آنجا بنيانگذار و رئيسدانشكده مديريت گرديد. در همين سال، كرسي استادي مؤسسه اروپايي مطالعات پيشرفته مديريت رانيز پذيرفت و در همين پست، شبكه اروپايي پژوهشگران مديريت استراتژيك را بنيان نهاد. از سال1983 وي بعنوان استاد برجسته در دانشگاه بينالمللي ايالات متحده در كاليفرنيا به كار اشتغال داشتهاست. علاوه بر اين او بعنوان مشاور در بسياري از شركتهاي متعبر و پيشرو مانند فيليپس، جنرالالكتريك، اي بي ام، گلف اويل، جنرال فودز، وسينگهاوس و ... فعاليت داشته است. «السوف» به دليل شهرت ناشي از نقشي كه در نظريه و تكنولوژي بهينه سازي سودآوري بلند مدتدر سازمانهايي كه به محيط ارائه خدمت ميكنند، داشته است بعنوان پدر مديريت استراتژيك ناميدهميشود. اين سازمانها سازمانهايي هستند كه در عين حالي كه به كسب و كار خويش ميپردازند، به محيطاجتماعي / سياسي خود نيز ارائه خدمت ميكنند و در مقابل، سازمانهايي كه خود ـ خدمت صرفهستند، خيلي زود خط سير خود را گم كرده و افول ميكنند. اولين اثر مشهور «انسوف»، كتاب استراتژيشركت (1965) بود كه در آن يك فرايند سيتماتيك و منطقي براي فرمولنبدي رفتار استراتژيك شركتدر آينده ارائه شده بود. دومين اثر مهم «انسوف»، مديريت استراتژيك (1979) بود كه در آن، برنامه ريزي استراتژيك به يكفرايند ميان رشتهاي توسعه يافته بود كه پويايي رفتار فرد و گروه، فرايندهاي سياسي و فرهنگ سازمانيبعنوان متغيرهاي كليدي كه رفتار استرتژيك و موفقيت شركت را تعيين ميكنند، به آن اضافه گرديده بود. آثار و تأثيرات «انسوف» در چار چوب مديريت استراتژيك را ميتوان به اين صورت خلاصه كرد: 1) او نظريه مديريتي جامع ميان رشتهاي رفتار استراتژيك را براي سازمانهايي كه به محيط خدمتميكنند، ارائه كرد. 2) در اين نظريه، او يك پارادايم تئوريك موفقيت اقتصادي استراتژيك را مطرح كرد كه در آن رفتارهايگوناگون موفق شركتها را در سطوح مختلف تلاطم محيطي دستهبندي كرد. 3) او در طول سالهاي 90 ـ 1983 با انجام پژوهشهاي تجربي فراواني در سراسر دنيا، اعتبار اين پاراديمرا به اثبات رساند. 4) او يك چتر پاراديمي ارائه كرد كه دامنه اعتباري بسياري از فرمولهاي موفقيت استراتژيك را كهبوسيله پژوهشگران ديگر ارائه شده بود، تعيين كرد. 5) او با استفاده از اين پارادايم بعنوان يك پايه، تكولوژي جامع مديريت استراتژيك را با عنوان«مديريت استراتژيتك زمان واقعي» طراحي و در عمل آزمون كرد. (Antoniou 1996). 3) مينتزبرگ، هنري (1939 ـ) 3 ـ1) چكيده متولد 2 سپتامبر 1939 در «تورنتو». فارغ التحصيل مهندسي مكانيك از دانشگاه «مكگيل» در سال 1961، كارشناس ارشد از كالج «جورج ويليامز» در سال 1962 و دكترا از مدرسه مديريت «سلوان» در سال 1968. دريافت پست تدريس در دانشگاه «مك كينزي» در سال 1972. برندة جايزه «مكگيل» براي بهترين مقاله در «هاروارد بيزينس ريويو» در سالهاي 1975 و 1987. برگزيده شده بعنوان «استاد برانفمن» در رشته مديريت در دانشگاه «مك گيل» در سال 1978. رئيس انجمن مديريت استراتژيك در سالهاي 9 ـ 1988. 3 ـ 2) آثار اصلي ماهيت كار مديريت (1973) مديريت از ديدگاه «منتيزبرگ»: درون دنياي عجيب سازمانها (1989) فرايند استراتژي (1991) ظهور و افول برنامه ريزي استراتژيك (1994) 3 ـ 3) زندگي نامه «مينتزبرگ» اولين دانشمند در حوزة مطالعات مديريت بود كه به عضويت انجمن سلطنتي كانادادرآمد و موقعيت استثنايي انتشار چهار مقاله در نشريه «هاروارد بيزينس ريويو» تا سال 1975 و دو باردريافت جايزه «مك كينزي» را به دست آورد. شايد اين مورد منحصر به وي باشد كه از ميان هزاراناستراتژيست، در سال 1989 به رهبري انجمن مديريت استراتژيك برگزيده شد و پس از آن مفهوم افولبرنامه ريزي استراتژيك را مطرح ساخت. «هنري مينتزبرگ» با مطالعه آنچه مديران واقعاً به انجام ميرسانند، دريافت كه در سازمانها «تسلط وكنترل» كمتر از عكسالعملهاي موقت و برنامه ريزي نشده و انطباق با تغييرات مشاهده ميشود. از نظروي استراتژي ميتواند از تجربههاي عملي افرادي كه در خطوط مقدم سازمان فعاليت دارند ناشي شودو ابداً برنامه ريزي شده نباشد. سابقه شخصي «مينتزبرگ» به طرق گوناگون، ديدگاههاي متفاوت وي را دربارة استراتژي نشانميدهد. تحصيلات اوليه وي خلاف معمول نبود ولي اگر چه در ابتدا در رشته مهندسي تحصيل كرد امابه اين رشته بخصوص وفادار نماند. اولين شغل «مينتزبرگ» در حوزة پژوهش عملياتي و در راه آهنكانادايي اقيانوسيه بود. اين شغل به وي ديد جالبي از يك سيستم در حالت كلي آن داد اما دو سالبراي ارضاي كنجكاوي او كافي بود. نگرش وي بعدها در صفحه تقديم نامه كتاب «مديريت از ديدگاهمينتزبرگ» بدين شكل جمع بندي شد: تقديم به آنان كه زندگي عمومي ما را صرف كار در سازمانها وزندگي خصوصي ما را صرف گريز از آنها ميكنند. او ابتدا تقاضاي استخدام خود را به موسسه تكنولوژيماساچوست ارائه كرد و عليرغم اينكه فكر ميكرد پذيرفته نميشود، مورد قبول واقع شد. سپسبعنوان نامزد دكترا در گروه خط مشي بازرگاني كه عملاً وجود نداشت، مطرح شد در حالي كه استاديبراي پذيرش راهنمايي وي نبود. به اين ترتيب «مينتزبرگ» از ميان فرصتهاي برنامه ريزي نشده و تركيبيغني از انسانهاي غير معمول در موضوعات جديد ظهور كرد. همانگونه كه در مقدمه مقالهاي در سال1989 نوشته بود: در انجيل، پديد آمدن انسان بصورت يك برنامه هوشيارانه و در چار چوب يكاستراتژي جامع بيان شده است اما نظريه داروين اين برخلاف انجيل چنين بيان ميكند كه چنين طرحجامعي براي آفرينش انسان وجود نداشته است بلكه اين نيروهاي محيط بودهاند كه بتدريج تكاملانسان را شكل دادهاند. (Hampden - Turner 1996). 4) پورتر، ميكاييل (1947 ـ ) 4 ـ 1) چكيده متولد 32 مي 1947 در «ميشيگان». فارغ التحصيل كارشناسي از دانشگاه «بي اسي ايي پرينستون» در سال 1969، كارشناسي ارشد و دكترا از دانشگاه هاروارد به ترتيب در سالهاي 1971 و 1973. همكاري با دانشگاه هاروارد از سال 1973 و دريافت درجه استادي كامل در سال 1981. عضو كميسيون رقابت صنعتي رياست جمهوري امريكا در سالهاي 5 ـ 1983. 4 ـ 2) آثار اصلي استراتژي رقابتي: روشهايي براي تحليل صنايع و رقبا (1980) مزيت رقابتي: خلق و نگهداري عملكرد بالا (1985) رقابت در صنايع جهاني (1986) مزيت رقابتي ملتها (1990) 4 ـ 3) زندگي نامه هدف اصلي «ميكاييل پورتر» ايجاد ارتباط بين دو حوزة استراتژي بازرگاني و اقتصاد خرد كاربردي كهقبل از او بعنوان دو حوزة مستقل شناخته ميشوند و ساخت مجموعهاي از مدلها و ابزار تحليل بود.كتاب استراتژي رقابتي وي در نگرش به استراتژي بازرگاني تحولي ايجاد كرد. وي در كتاب مزيت رقابتيتفكر خود را از تحليل رقابت به ايجاد مزيت خلاق تغيير داد. در سالهاي اخير «پورتر» كانون توجه خود رابر كاربردهاي جهاني اصول استراتژيك خويش شامل ماهيت رقابت جهاني و عوامل ملي مؤثر بر قدرترقابتي قرار داده است. ميكاييل پورتر بعنوان يكي از موثرترين نويسندگان در حوزة استراتژي بازرگاني به شمار ميرود كه باوسعت به تشريح مسير اصلي تفكر جاري در حوزة استراتژي و رقابت به ويژه در زمينه جهاني پرداختهاست. كتابهاي وي دربارة استراتژي رقابتي و مزيت رقابتي در اقصي نقاط جهان خوانده و بحث شدهاندو حداقل در غرب، هيچ دانشجوي تحصيلات تكميلي اي نيست كه دو مدل تحليل مشهور او يعني مدل«پنج نيرو» و مدل «زنجيرة ارزش» را مطالعه نكرده باشد. با استفاده از همين دو مدل بود كه «پورتر» بهتحليل عوامل رقابت، نيروهاي جهاني تأثيرگذار بر رقابت و راهها و ابزار كسب اطمينان از موفقيت دررقابت در بلند مدت پرداخت. «ميكاييل پورتر» كه فرزند يك افسر ارتش بود، خود يك استاد برجسته دانشگاه به شمار ميرود. ويدر تمامي مقاطع تحصيل بعنوان فارغ التحصيل ممتاز شناخته شده و جايزه دريافت كرده است و در سن34 سالگي به درجه استادي كامل رسيده و تاكنون در دانشگاه هاروارد اشتغال داشته است و مطالعاتشبيشتر بر رقابت و عناصر و عوامل تعيين كنندة آن تمركز داشته است. «پورتر» در كتاب «استراتژي رقابتي» تحولي در نگرش به استراتژي بازرگاني پديد آورد. اين تحول باكاربرد اصول اقتصاد خرد در استراتژي پديد آمد. اولين مرحله، نگاه به استراتژي بعنوان اصلي بود كه نهفقط براي شركت بلكه براي كل يك بخش صنعت كاربرد دارد. تحليل نيازهاي استراتژيك بخشهايصنعت، «پورتر» را به ارائه اولين مدل از مجموعه مدلهاي موفق خود يعني مدل «پنج نيرو» ترغيب نمود. دومين مدل ارائه شده توسط «پورتر» به استراتژيهاي عام مربوط ميشد. از نظر وي، شركتها تنها چهارگزينه استراتژيك اصلي براي دنبال كردن پيش رو دارند كه براي انتخاب يكي از آنها بايد دو انتخاب راصورت دهند: وسعت بازار (بازاري وسيع يا محدود) و مزيت رقابتي (هزينه يا تنوع). انجام اين انتخابهابه يكي از گزينههاي رهبري هزينه، تنوع، تمركز بر هزينه و تمركز بر تنوع بعنوان استراتژي منتخبشركت منجر خواهد شد. در نهايت، «پورتر» مفهوم زنجيرة ارزش را مطرح ساخت. در اصل، زنجيرة ارزش، فعاليتهايي را كهبوسيله يك شركت انجام ميشوند تا ارزش افزوده براي محصول ايجاد شود، نشان ميدهد. اين فعاليتهابه دو دسته فعاليتهاي اصلي و پشتيباني تقسيم ميشوند. فعاليتهاي اصلي، فعاليتهايي هستند كه با توليدمحصول و تحويل آن به مشتري ارتباط دارند و فعاليتهاي فرعي، فعاليتهايي هستند كه ارزش را بصورتمستقيم اضافه ميكنند مانند توسعه تكنولوژي، يا به شركت اين فرصت را ميدهند كه با كارايي بيشتريكار كند مانند روشهاي جديد انجام كار. به زعم «پورتر»، زنجيرة ارزش از آن جهت مهم است كه نشانميدهد يك سازمان چيزي فراتر از فقط جمع فعاليتهايش است و در آن، همة فعاليتها به هم پيوستهاند وانجام هر فعاليت بايد با ارزيابي همه جانبه فعاليتهاي سازمان و ارتباط آنها صورت گيرد. (Witzel 1996). |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هنري مينتزبرگ در سال 1939 در كانادا متولد شد. مدرك كارشناسي مهندسي مكانيك را از دانشگاه مك گيل و كارشناسي ارشد و دكتراي مديريت را از دانشگاهMIT اخذ كرد و اكنون بيش از سه دهه است كه در دانشكده مديريت دانشگاه مك گيل كانادا مشغول به كار است. مينتزبرگ بيش از 14 كتاب و 140 مقاله منتشر كرده است. نوشته هاي او عمدتا در زمينه سبكهاي مديريتي، راهبرد و تئوريهاي سازماني است. او را قهرمان راهبرد خلاق لقب داده اند و برخي نشريات او را جزو 10 متفكر برتر مديريت در جهان شناخته اند. نظريه نقشهاي مديريتي او رواج عام يافته است. او براين باور است كه طبيعت كار مديريت خيلي ساختاريافته و قابل پيش بيني و تنظيم نيست. مديران در شرايط پيش بيني نشده بيشتر براساس بصيرت شخصي تصميم ميگيرند تا تجزيه و تحليل اطلاعات. بنابراين مينتزبرگ بيشتر بر خلاقيت و الگوسازي تاكيد مي كند و بر وجه هنري مديريت بيشتر اصرار مي ورزد تا وجه علمي آن. به تعبير او دانشي كه مديران در محيط كار خود به دست مي آورند از مهارتهاي عمومي مديريت باارزشتر است. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آینده پژوهی دانشی بین رشته ای برای درک بهتر تغییر و آینده به شمار می رود. افق برنامه ریزی چه در سطح بنگاه ها و چه در سطح دولت ها معمولا کوتاه مدت و حداکثر پنج ساله است. اما در زمانه ای که سرعت تغییرات بسیار زیاد است ملاحظه ی آینده های دورتر مثلا بیست یا پنجاه و حتی صد سال آینده مهم و ضروری به نظر می رسد.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در آخرین رنکینگ دانشگاه های جهان ، دانشگاه تهران در رتبه ی ۵۳۹ قرار گرفت. این موفقیت را به تمامی دانشجویان دانشگاه تهران تبریک می گوییم.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نظریه عمومی سیسستم ها منشأو نحوه ی شکل گیری : هدف انجمن پژوهشی سیستمهای عمومی توسعه ی آ ن دسته از سیستمهای نظری است که در بیش از یک بخش سنتی دانش، کاربرد دارند : و وظایف عمده ی آن عبارتند از : 1. انتقال یافته های یک حوزه ی علمی به حوزه های دیگر، از طریق بررسی و مطالعه ی شباهتها و میزان همانندی مفاهیم، قوانین، و مدلهای مورد استفاده در رشته های متفاوت علمی؛ 2. تشویق به ایجاد و طراحی مدلهای نظری، در حوزه هایی که فاقد تعداد کافی مدل هستند؛ 3. به حداقل رساندن تکرار و دوباره کاری در مطلاعات و تلاشهای نظریدر حوزه های علمی گوناگون؛ 4. ایجاد وحدت در میان علوم، از طریق بهبود ارتباطات میان متخصصان علوم گوناگون (بلوبرگ، سادور سکی ویودین، 1977، ص 162). نظریه ی عمومی سیستمها در یک مفهوم ارگانیک و بیولوژیک که معمولاً «انقلاب ارگانیک» نامیده می شود، ریشه دارد. بر تالا نفی این مفهوم را در عبارات ذیل خلا صه کرده است: «بر خلاف پدیده های فیز یکی، مانند جاذبه و الکتریسیته، پدیده ی حیات فقط در «موجودیتهای منحصر به فرد » به نام«ارگانیسم» یافت می شود. هر ارگانیسم یک سیستم است؛ بدین معنی که اجزاء و فراگردهای آن در تعاملی طرفینی، نظمی پویا دارند» (برتالا نفی 1950، ص 280). ویژگیهای نظریه ی عمومی سیستمها یا ویژگی یک سیستم نظری: 1.به هم پیوستگی و وابستگی اجزاء، ویژگیها، رخدادها، ومانند آن. هر نظریه ی سیستمی باید عناصر درون سیستم، کیفیت به هم پیوستگی آن عناصر و نحوه ی وابستگی اجزای تشکیل دهنده ی سیستم به یکدیگر را شناسایی و تبیین کند. عناصر نا پیوسته و مستقل، هرگز نمی توانند یک سیستم را تشکیل دهند. 2.کل گرایی. رویکرد سیستمی، رویکردی تحلیلی و تجزیه مدار نیست که کل را به اجزای تشکیل دهنده آن بشکند و هر جزء آن را به طور جدا از هم مطالعه کند؛ این رویکرد، یک رویکرد کلی نگر است که کل را با همه ی اجزای تشکیل دهنده و به هم پیوسته و وابسته اش- که در تعامل با یکدیگرند- در نظر می گیرد؛ زیرا سیستم را باید یک کل تفکیک نا پذیر دانست، نه اجزایی که سر هم شده اند و یک کل را به وجود آورده اند. 3. هدف جویی. سیستم از اجزایی متعامل تشکیل می شود. این تعامل به یک «حالت یا هدف نهایی » یا«وضعیت تعادلی» منجر می شود و فعالیتها را هدفدار می کند. 4. ورودیها و خروجیها. همه سیستمها برای فعالیت در جهت کسب اهداف خود، به ورودیهایی وابسته هستند. همچنین،همه سیستمها خروجیهایی تولید می کنند که در سایر سیستمها مورد نیاز هستند. در سیستم بسته، ورودی یک بار و برای همیشه تعیین می شود؛ ولی در سیستمهای باز ورودیهای بیشتری، به دفعات از محیط پذیرفته می شوند. 5. تبدیل. در همه ی سیستمها، ورودی به خروجی تبدیل می شود؛ یعنی هر چیزی که وارد یک سیستم می شود، تغییرپیدا می کند و تو سط سیستم تعدیل می شود؛ به طوری که شکل خروجی آن با شکل اولیه اش (ورودی) تفاوت خواهد داشت. 6. مقابله با بی نظمی و کهولت (آنتروپی). این کلمه ریشه در ترمو دینامیک دارد و بیانگر حالتی است که همه ی عناصر سیستم در حداکثر بی نظمی قرار دارند و سیستم رو به از هم گسیختگی و نابودی پیش می رود. به این ترتیب، برای سیستمهای باز، مفهوم حداکثر بی نظمی یعنی مرگ. حداکثر آنتروپی در یک سازمان رسمی، یعنی نداشتن اطلاعات کامل برای اداره سیستم یا حداکثر وضعیت بی سامانی. برای اینکه یک سیستم به حیات خود ادامه دهد، باید بتواند با چنین وضعیتی مقابله کرده، آنتروپی را مهار کند. 7. تنظیم. سیستم مجموعه ای از اجزای به هم پیوسته و به هم وابسته است. این اجزاءباید به گونه ای تنظیم شوند که به کسب هدفهایی معین بینجامند. تحقق این امر در سازمانها، متضمن هدفگذاری و تعیین فعالیتهایی است که به کسب هدف منجر می شوند؛بدین ترتیب، فراگرد برنامه ریزیو کنترل شکل می گیرد. کنترل متضمن وجود یک طرح اولیه برای انجام عملیات است تا بتوان بر اساس آن،هر گونه انحراف از عملیات را ثبت و آن را اصلاح کرد. برای اعمال یک برنامه کنترلی اثر بخش، وجود باز خور ضرورت دارد. 8. سلسله مراتب. هر سیستم، معمولاً کل پیچیده ای است که از خرده سیستمهای کوچکتری تشکیل می شود؛ضمن آنکه خودش خرده سیستمی برای سیستمهای بزرگتر به شمار می آ ید.به این ترتیب سلسله مراتبی از سیستمها قابل تصور است. 9. جداسازی. در سیستمهای پیچیده، واحدهای تخصصی متعددی برای انجام وظایف تخصصی سیستم ایجاد می شوند؛ یعنی یکی از ویژگیهای موجود در همه سیستمها این است که وظایفشان بر حسب اجزای تشکیل دهنده آنها قابل تفکیک و جداسازی است. 10. هم پایانی. در سیستمهای باز از وضعیتهای آغازین متفاوت می توان به یک حالت نهایی معین رسید؛ یعنی هر حالت و نتیجه نهایی، ممکن است از مسیرهای گوناگونی قابل حصول باشد. علم کنترل و ارتباطات (سایبرنتیک) علم کنترل و ارتباطات در حیوان و ماشین، اندکی پیش از نظریه عمومی سیستمها مطرح شد. این علم نیز ماهیتی میان رشته ای دارد و از علوم مهندسی (بویژه نظریه کنترل از طریق باز خور و خود تنظیمی)، کامپیوتر، ریاضیات، ارتباطات از راه دور، و فیزیولوژی بهره ی وافر برده است تا اصول و قوانینی کلی را تنظیم کند که بتوان بر اساس آنها، پدیده ی کنترل و ارتباطات را خواه در موجودات زنده و خواه در سیستمهای بیجان، بررسی و مطالعه کرد. یک سیستم اطلاعاتی مدیریت، شبکه ای از اطلاعات است که برای فراهم آوردن اطلاعات دقیق، در زمان مناسب و با کمترین هزینه، طراحی می شود و مشتمل بر بخشهای اساسی ذیل است: 1. یک مدل از جریان اطلاعات- که از مبادی معین به مقاصد معین امتداد دارد(با توجه به نظریه ی عمومی سیستمها). 2. یک کامپیوتر- که ابزار پردازش اطلاعات است؛ 3. یک نرم افزار- که برای ترجمه مدل مبتنی بر نظریه عمومی سیستمها، به یک زبان قابل درک برای کامپیوتر به کار می رود. روابط میان تفکر سیستمی، نظریه ی عمومی سیستمها، علم کنترل و ارتباطات، و رویکرد سیستمی به شرح ذیل قابل توضیح است: 1. تفکر سیستمی نحوه ی نگرش جدیدی برای مطالعه ی پدیده های طبیعی به مثابه یک سیستم، به شمار می آید؛ 2. نظریه ی عمومی سیستمها بر به کار تفکر سیستمی، با توجه به مسائل رشد و تکامل تأکید دارد؛ 3. علم کنترل و ارتباطات بر به کار گیری تفکر سیستمی، با توجه به مسائل کنترل و ارتباطات تاکید دارد ؛ 4. رویکرد سیستمی بر نحوه ی به کار گیری«نظریه ی عمومی سیستمها » و « علم کنترل و ارتباطات» در مسائل صنعتی و اجتماعی دلالت دارد. طبقه بندی سیستمها بر اساس میزان پیچیدگی : در این سلسله مراتب، میزان پیچیدگی سیستمهای هر سطح، از سیستمهای سطح پیشین بیشتر است، و قوانین سطوح پیشین در سطوح بعدی نیز صدق می کند؛ در حالی که سطوح بعدی، هر یک خصوصیات خاصی دارند که طبقات پیشین فاقد آنها هستند. سیر تحول علم مدیریت جوامع و سیر تحولات آ نها را می توان با توجه به شیوه مدیریت حاکم بر آنها به صورت ذیل تقسیم کرد 1 . عصر شکار. 2. عصر کشاورزی .3.عصر صنعتی .4. عصر فرا صنعتی اطلا عاتی و.5. عصر خرد و فرزانگی حکمت. شاخص عمده مدیریت در عصر شکار: اولین مدل مدیریتی همان مدل جمع آوری شکار بود که شامل گروههای بسیار کوچک مردم می شد. مردمی که همواره مشغول مهاجرت و تحرک بوده و دغدغه ی تهیه غذاوسایر مایحتاج زند گی را داشتند. شاخص عمده مدیریت در عصر کشاورزی: توانایی فرد در کار افزایش یافت به طوری که قادر شد به اندازه ای غذا تولید کند که افراد غیر فعال نیز از آن بهره مند گردند . شاخص عمده مدیریت در عصر صنعتی : با استفاده از ماشینهای مکانیکی و افزایش خارق العاده تولیدات و محصولات کشاورزی تولید انبوه قسمت بزرگی از نیروی کار بر تولید کالاهای مصرفی متمرکز شد. شاخص عمده مدیریت در عصر اطلاعات: اکثریت جامعه در کشورهای صنعتی دست اندر کار تولید محصولی به نام اطلّاعات هستند و بسیاری از افراد در امر تولید وپردازش اطلاعات مشغول خواهند بود. در واقع نگرش متفکران سیستمی به جهان بر مبانی جهارگانه ذیل استوار است: 1. تصور ارگانیک یعنی تصوری که ار گانیسم را درمرکز طرح ادراکی آدمی قرار می دهد. 2 . کل نگری، یعنی هر پدیده به منزله موجودی زنده، دارای نظم، دارای روابط باز با محیط، خود تنظیم، و هدفمند در نظر گرفته می شود( در اینجا نگرش فرد به جای توجه به اجزای پدیده ها بر کلیّت آنها تاکیددارد و بر آن متمرکز می شود). 3. مدلسازی، یعنی متفکر سیستمی سعی می کند که به جای شکستن کل به اجزای قراردادی ادراک خود از پدیده های واقعی را بر پدیده های واقعی منطبق کند(این عمل باتجرید بخشی از عوامل مرتبط با پدیده های واقعی که با مسائل مورد نظر فرد ارتباط دارند، و نا دید ه گرفتن ویژگیهایی که برای پیش بینی و توصیف رفتار سیستم مورد نیاز نیستند ، صورت می پذ یرد ): 4 . بهبود شناخت ، به طوری که یک متفکر وپژوهشگر نظامگرا درک کند که الف) زندگی در یک سیستم ارگانیک و درفراگردی پیوسته ، استمرار دارد : ب ) شناخت ادمی از یک کل، از طریق مشاهده ی فراگردهایی که در درون آن به وقوع می پیوندند، به دست می آید، نه از طریق مشاهده اجزای آن کل : و ج).آنچه که فرد مشاهده می کند، خود واقعیت نیست، بلکه ادراک وی از واقعیت است. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چالش های پژوهش مدیریت در ایران چکیده نقش پژوهش در پيشبرد و توسعه کليه جوامع در حال توسعه و پيشرفته در دنيای امروز بر کسی پوشيده نيست. با نگاهی هر چه اندک به گذشته کليه کشورهای پيشرفته در ده های گذشته،به راحتی می توان به اهميت پژوهش دررشد و توسعه اينگونه کشورها پی برد،بررسی ها نشان می دهد که آنان با برنامه ريزی های سی ساله و محور قراردادن پژوهش درکليه زمينه های اقتصادی، اجتماعی، علوم پايه و کاربردی به اين مهم دست يافته اند. لذا اين روشهای اتخاذ شده و به نتيجه رسيده به عنوان منبعی ارزشمند هم اکنون فرا روی ماست. ايران اسلامی نيز به اين مسئله و قوف يافته و نمونه هايي از به ثمر رسيدن برخی پژوهشهای بنيادی، کاربردی وتوسعه ای را هم اکنون شاهد هستيم ولی علی رغم اينکه در سالهای اخير شاهد افزايش چشمگير پژوهش در کشور بوده ايم، اما هنوز ميزان و کيفيت آن زينبدة کشوری چون ايران که تمدنی چندين هزار ساله دارد نيست و اين ميسر نمی گردد مگر با محور قراردادن پژوهش در حل مشکلات کشور، که اين امر نياز به يک اراده و عزم ملی دارد .
بنابراين بايد همه ي سازمان ها به ارزيابي دقيق و محوري بپردازند تا مهم ترين و كاربردي ترين پژوهش در حوره ي فعاليت ها و برنامه ها انجام گيرد . هدف اين مقاله پرداختن به موانع تحقيق و پژوهش در ايران از ديدگاه سنتي و مدرن مي باشد . ارتقاي فرهنگ پژوهش و استقرار نظام تحقيق لازمه ي يك الگوي مطلوب از توسعه مي باشد . اگر منهاي مسايل ظاهري به شاخص هاي دقيق توسعه ي انساني نگاه كنيم در مي يابيم كه كشور ما با توسعه يافتگي فاصله زيادي دارد و علت اصلي اين پديده را مي توان در موانع پژوهشي كشور جستجو كرد . در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي كشور هر روز هزاران موضوع براي پروژه هاي تحقيقاتي در رشته هاي تحصيلي مختلف انتخاب مي شوند و به مرحله پايان خود مي رسند بدون اينكه هيچ كاربرد علمي و عملي براي جامعه داشته باشند . به اين ترتيب هيچ ايده نوي در كشور به وجود نمي آيد و هر روز كشور ما بيشتر به اين سمت پيش مي رود كه بايد در اين موارد انديشه جدي شود . برخي موانع پژوهشي در ايران : براي تفكر در مورد تشخيص و برنامه هاي ايجاد تغيير در هر سطح و موضوع مي توان از مدل « تجزيه و تحليل تفاوتها » استفاده كرد . يعني بررسي فاصله بين آنچه اتفاق مي افتد و آنچه كه بايد اتفاق بيفتد و همينطور بررسي فاصله بين جايي كه اكنون در آنجا واقع شده ايم و جايي كه مي خواهيم به آنجا برسيم . از اين رو تفاوتها يا اختلافها ، هم مشكلات و مسائل و هم اهداف را تعريف نموده و مشخص مي سازد اگر قرار است تفاوتها يا شكافها از بين بروند ، مطالعه و بررسي وضع موجود و اقدام عملي ضروري است. در واقع با مراجعه به اصطلاح شناسي تحقيق بايد متغيرهاي مستقل كه همان علت يا دلايل عملكرد ضعيف پژوهشي در ايران است را در يابيم و آنگاه به طرح ، نوع و ميزان رابطه با وضعيت بهبود بپردازيم . اما، از جمله موانع عمده پژوهش در ایران می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- موانع مربوط به مديريت، سياستگذاري و نظام تحقيقاتي 2- موانع مربوط به فرهنگ پژوهش 3- موانع مربوط به پژوهشگران 4- موانع مربوط به فضاي استاندارد علمي و پژوهشي 5- موانع مربوط به قوانين و مقررات پژوهشي 6- موانع مربوط به بودجه و امكانات پژوهشي 7-موانع مربوط به كاربرد نتايج پژوهشي در این مقاله سعی بر ان است تا نقش فرهنگ در پژوهش و همچنین عملی بودن نتایج حاصل از پژوهش را مورد بحث بررسی قرار دهیم در رابطه با موانع مربوط به فرهنگ پژوهش می توان به فقدان فرهنگ کار گروهی و ضعف سرمایه گذاری برای تولید دانش و بی توجهی به زایش تفکر و اندیشه اشاره کرد و به جرأت مي توان گفت تحقيق در سطوح گوناگون كشور ما جزيي از فرهنگ نيست. نه در حوزه سياست و اقتصاد و فرهنگ و جامعه و نه در سطح عامه مردم و خواص و مديران و سياستگذاران و تصميم سازان و تصميم گيران و مجريان، فرهنگ تحقيق وجود ندارد. اين امر البته خود ناشي از دلايل متعددي است كه مهم ترين آنها عدم احساس نياز به تحقيق به دليل وجود وابستگي و انحصارات و همچنین تقدیر گرایی و عدم وجود رقابت از بعد كيفيت و هزينه در همه حوزه ها و سطوح است. نكته قابل توجه آنكه، علي رغم تعدد مسائل مبهم و ناشناس در كشور و عليرغم وجود مشكلات متعدد در زمينه هاي گوناگون اجتماع، پرسشها و سؤال هاي تحقيقاتي مورد نياز كشور هنوز بدرستي تبيين نشده اند و با اين حال متاسفانه پژوهش هاي انجام گرفته و در حال انجام كشور بيشتر با تكيه بر فرم صورت مي پذيرد تا تكيه بر محتوا و بيشتر هدف است تا ابزار. نا اشنایی بسیاری از پژوهشگران با تعاریف، مفاهیم و روش های پژوهش بر اساس استانداردهای بین الملی و بی اعتقادی مسئولان به پژوهش و فقدان باور پژوهی را می توان جز چالش های فرهنگی پیش روی پژوهش و تحقیق در ایران دانست. مواردي مانند مقاومت در مقابل وجود نارسايي در عملكرد ، عدم تمايل افراد به سرمايه گذاري در مراكز تحقيقاتي نمـونه هاي دیگـری از ایــن چالش پژوهشی مي باشد . وضعيت بوروكراسي در كشور به گونه اي است كه برخي از سازمانها در برابر پذيرش اين واقعيت كه در عملكرد و بازده نارسايي وجود دارد ، مقاومت مي كنند . معمولاً اين موارد در سازمانهايي پيش مي آيد كه بيشتر توسط كاركنان ساده و معمولي كنترل مي شوند در سازمانهايي كه افراد شاغل به خصوص مديران آنها با منطق علت و معلولي براي استدلال آشنا هستند و قبلاً در اين خصوص آموزش ديده اند ، تمايل براي پژوهش بيشتر است . از جمله مواردي كه انجام تحقيق و پژوهش به منظور رفع نارسايي موجود را به طور ضمن تحت تأثير قرار مي دهد ، اين طرز تفكر است همچنين هنگامي كه قرار شود در يك علم ، سرمايه گذاري كنند و از آن چيزي كه به آن علاقه دارند، به خاطر علم ، صرف نظر كنند ، عقب نشيني مي كنند مصداق اين امر ، سرمايه داران كشور ما هستند . اين سرمايه داران در حد ساختن مدرسه ، مسجد و بيمارستان كار مي كنند . ولي هنگامي كه صحبت از ساختن يك مركز تحقيقاتي مي شود . موضوع كاملاً متفاوت است . كسي دركي از ساختن يك مركز تحقيقاتي ندارد . اين موضوع ، بيانگر آن است كه جامعه ما درك درستي از علم ندارد و به همين دليل ، نمي تواند تصور كند كه چرا برخي از متخصصان ،كشور را ترك مي كنند . اين موضوع راهي ندارد جز اينكه كاري كنيم كه درك علمي جامعه بالا رود . بی توجهی و بی اعتمادی مدیران به یافته های پژوهشی و نامشخص بودن و بهره نبردن از نتایج پژوهش از مسائل و چالش های عمده در زمینه پژوهش در ایران می باشد. ضعف ارتباطات كه وجه مشخصه آن نامطلوب بودن ارتباطات ميان بخش تحقيقات با اقتصاد، سياست، فرهنگ و جامعه، ضعف ارتباط با دنياي پوياي علم و فن آوري، ضعف مفرط پايگاه هاي اطلاعات و نظام اطلاع رساني و مانند آن است. را می توان از مشکلات پژوهش در ایران دانست. ضعف ارتبـاط بيـن شركتها و دستـگاههاي دولتي و خصوصــي با بخـش پــژوهـش در عصـر ارتباطات نيز بسيار نامعقول است. برخي از شركتها و ادرات حتي نمي دانند براي موضوعات مطالعاتي مورد نياز به كجا مراجعه کنند و به دنبال پژوهشگران چه رشته ای باشند. همن طور، دانشجويان و دانش آموختگان برخي از رشته ها نيز نمي دانند براي چه سازماني مي توانند پژوهش انجام دهند و تخصص شان به درد كجا مي خورد. اينجاست كه مديريت كلان پژوهش بايد نقش آفريني كند و با اشراف بر رشته هاي علمي، نهاد هاي واسطي را بدين منظور ايجاد نمايد. وقت گیر بودن پژوهش و خلاء وجود نتایج هنگام تصمیم گیری ها و فقدان الزامات و تضمین های لازم برای کاربرد نتایج پژوهش در کشور و همچنین اختلاف نگرشی میان پژوهشگران و سطوح اجرایی کشور باعث شده است تا مدیران و مسئولین سازمان ها و اداره ها توجهی به نقش پژوهش و تاثیر بکارگیری نتایج حاصل از ان در سازمان هایشان را نداشته باشند یا تاثیر ان را خیلی اندک تصور می کنند و به عبارتی نسبت هزینه های حاصل از انجام پژوهش را بیشتر از منفعت حاصل از ان می دانند. انچه که این مشکل را دو چندان می کند فقدان احساس نیاز مدیران به پشتوانه پژوهشی در برنامه ریزی ها و همچنین سیاست گذاری های خود در ارتباط با سازمان می باشد و حتی در مواردی واقع بینانه نبودن نتایج پژوهش نیز خود عامل دیگری است که بر بی اعتمادی مدیران نسبت به یافته های پژوهش می افزاید. انچه در این بین حائز اهمیت است ایجاد فرهنگ تقاضا برای پژوهش و ترویج علم و نقش ان به عنوان عامل کلیدی در پیشرفت و پیشبرد اهداف می باشد. نتيجه گيري : پژوهش بيانگر نوعي حلقه ارتباطي بين تجربه و كاربرد و در همان حال ، علم و عمل افراد است ، نتايج حاصل از يك طرح تحقيق بسيار زياد است : مسائل و مشكلات علمي ، حل مي شوند ، نوعي مشاركت در تئوري صورت مي گيرد و درك افراد از پديدة مورد پژوهش بيشتر مي شود . فرهنگ پژوهش به نوبة خود مستلزم آموزش صحيح و آموزش كارآ مبتني بر پژوهش است . رواج و رونق انجمنها و نهادهاي علمي و تحقيقاتي و حمايت همه جانبه از محققان داخل و جذب محققان ايراني خارج از كشور ، ضمن پرورش محققان تازه نفس جديد ، طبعاً الگويي است در جهت نهادينه كردن فرهنگ پژوهش و در اين حالت مي توان بسياري از كارهاي تحقيقاتي به ويژه در سطح دانشجويان را به سمت تحقيقات كاربردي سوق داد ، تا تنها نوشتن پايان نامه نوعي رفع تكليف نباشد و دانشجويان قبل از رسيدن به مدرك به سواد حاصل از آموزش كارآمد رسيده باشند . يكى از دردسرهاى تحقيقاتى در ايران نداشتن ضمانت اجرايى لازم براى سرمايه گذارى در زمينه تحقيقات است. براى رفع اين نقيصه بايد يك پشتوانه قوى ايجاد شود. همچنين براى انجام پژوهش و تحقيق در دانشگاه و توليد علم به زيرساخت هايى نياز است كه بايد در همه بخش هاى كشور فراهم شود. در اين زمينه بايد گروه ترويج علم بوجود بيايد. برنامه ريزى هاى كشور بايد به گونه اى باشد كه به پژوهشگر موضوعات خاص و مطابق با اولويت هاى پژوهشى ارائه شود. ضمن اين كه مراكز پژوهشى بايد با مأموريت هاى خاص و حمايت هاى فرابخشى در سطح ملى حمايت شوند. کلام آخر هر پژوهش به خلق انديشه هاي تازه منتهي مي شود و هر انديشه تازه اي منشأ طـرح پرسشهاي نويني مي گردد كه انسان را به ارزيابيهاي بيشتر و جديدتر بر مي انگيزد و زمينه ساز تحولات علمي ، صنعتي اجتماعي در هر جامعه اي مي باشد و انتقال اطلاعات و يافته هاي حاصل از پژوهش از طريق برگزاري همايشهاي علمي ،انتشار تحقيقات ، قطعاً در ايجاد فرهنگ پژوهش و تشويق و ترغيب مبتكران و پژوهشگران مؤثر خواهد بود . در هر صورت نظام آموزشي و تحقيقاتي ، لازم است و در درجة اول پا به پاي هم و دوشادوش يكديگر پيش بروند و در درجة بعدي خود را با نيازها و اولويتهاي بازار كار، صنعت و خدمات بومي و ملي ، مطابقت داده و با آن در ارتباط باشند . |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باسمه تعالی در این وبلاگ سعی داریم مطالبی در زمینه مدیریت و هم چنین راهنمایی درباره کنکور کارشناسی ارشد هفت گرایش مدیریت و سه گرایش MBA بپردازیم. مباحث نوین در ارتباط با اصول و تئوری های مدیریت - مدیریت استراتژیک - آینده پژوهی - تئوری های رفتار سازمانی و مسائل دیگر مدیریت در اختیار کاربران قرار دهیم. نویسندگان |
|||||
|
|||||